مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
ای دل صـدپـاره گُـلِ بـاغ تـو! تـا ابـدیـت بـه جـگــر داغ تــو ظـلـمکُـشِ از همه مـظـلـومتـر! رهـبـر از فـاطـمـه مظـلـومتر! پـادشــهِ وسـعـت مـلـک خــدا! صــدر نـشــیـن حـــرم ابــتــدا! مـحـفـل انـس تـو دل سـوخـتـه "عـدل" به نـوع بـشر آمـوخـته ساخـته و سـوخـتـه بـا آه خود! رانده جهان را ز سر راه خود! سینهات از لوح و قـلـم پـاکتر از گل پـرپـر شده صدچـاکتر بـاغ جـنـان شـیـفـتـۀ قــنـبــرت روحالامـیـن مـسـتـمـع منـبرت خـانـۀ تـو کــعــبـۀ عــالـم شـده خــاک قــدمهـای تــو آدم شــده ماه، طلوعش به تو آغاز گشت مِهر به دست تو ز ره بازگشت ای هـمـهجا طـور منـاجـات تو چـشـم اجـابت پی حـاجـات تـو در دل شـب هـمسخـن چـاههـا! ســوخـتــه بــا نــالــۀ تــو آههـا جام طـهـورای خـدا مـسـت تو وسعت گردون به کف دست تو قـنبر کوی تو سراجالهـدیست صوت بلال تو صدای خداست لالـۀ زخـمـی شـده از خـارهـا! جهـل بـشر کُـشته تو را بـارها خون دل و اشک بـصر داشتی زخـم رَعـیّت به جـگـر داشـتی زخم به دل، شعلۀ آتش به جان خار به دیده، به گـلو استخـوان نــالــۀ تـو نــالــۀ بـی زمــزمـه خـانـۀ تـو خــانـۀ بـیفــاطــمـه چشم به دیوار و به در دوختی سوختی و سوخـتی و سوخـتی ای به مـقـام از همه بـالاتـرین رهـبـر در جـامـعـه تـنهـاتـرین دوست تو، دشـمن تو نا سـپاس تا صف محشر همهجا ناشناس سوزِ درونت به فـلک تاب داد خونِ سرت آب به محـراب داد کُـشتۀ تـوحـید و عـدالـت شدی فُزتُ بِرَب گفتی و راحت شدی تا که شود نخل و گل و باغ، سبز در نفـس ما بُوَد این داغ، سبـز دل به عزایت حـرم مـاتم است زخم سرت بر جگر «میثم» است |